تبليغاتX

delnobahar

دختر آسمانی تنها
عاشقانه های من

 
 
دلم گرفت از این روزا از این روزای بی نشون
از این همه در به دری از گردش چرخ زمون
دلم گرفت از آدما از آدمای مهربون
از این مترسکای پست از هم دلای هم زبون
تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون
اهای خدای عاشقا تویی فقط دل خوشیمون
آره دلم خیلی پره از غمهای رنگ و وارنگ
از جمله ی دوست دارم دروغ های خیلی قشنگ
www.hamtaraneh.com
 
من از هزار سال خستگی
از کنج زندون اومدم
دلم کویره غربته
به عشق بارون اومدم
غرور تیکه تیکه مو
می خوام که مرهم بذارم
غصه های یه عمرمو
رو دوش عالم بذارم
 

چه فايده داره اين زندگي

وقتي تو نيستي كنارم

زندگي بي تو رو نمي خواهم

نمي خواهم

به خدا از بي تو بودن خسته شدم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:12  توسط تارا | 
        

                        دلم برات خيلي تنگ شده

 

                         ولي نمي تونم ببينمت

 

                     اين بزرگترين مجازاته

 

                         براي منه عاشق

 

                                       خدايا صدامو مي شنوي؟

 

گفتی پرنده ات اسیر است به دامم
گفتم که دگر من پر پرواز ندارم
گفتی سکوت است چو قفلی بر لب تو
گفتم که دگر میل به آواز ندارم
www.hamtaraneh.com
 
اخرین دیدار پشت دیدگان مر طوبم.عاشقانه از تو می گویم مثل پچکی

خسته.از کنار غصه میرویم از تو گر چه رنجیدام،دل نکندم از یادت.

با صدای زخمی قلبم،می زنم هر شبانه فریادت .باز همچنان من تنها،

می خزم روی سردس جاده بر شقیقه زمین انگار،جای ای من وتو مانده

می نویسم دوباره از اندوه می سپارم

دوباره دل بر غم می کشم شکسته قلبی را که فریب خورده از دو چشم نم

خسته ام.

خسته از دیروز که تمامش دروغ محض بود وچه نفرت گر فته ام از عشق

که مرا به وسوسه الود،چشمه اشک عا قبت خشکید،بر سر بستر دل تب

دار او هنوز در گلو به جا مانده بغض سو زان اخرین دیدار
....
 

 

 خدايا خيلي خسته ام يعني مي شه يك روزي منم شاد بشم...... كمكم كن ...از اين بي وفائي خسته ام

خدايا  كمك كن اون بفهمه چقدر دوستش دارم....

آرزومه هر قدر من عاشقتم تو هم روزي عاشق من بشي...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:36  توسط تارا | 
                  

                 

سكوت .........سكوت گلم

چيزي نگوو

حرفي نزن

كوله بارمو بستم

عزم سفر دارم

دارم خفه مي شم بدون تو

گريه نمي كنم

نمي گم چرا بد كردي به من

نمي گم غرورمو شكستي

اينا برام مهم نيستن

فقط بيا

عميق نگاه كن به چشمام

چشمائي كه مي گفتي نمي زارن برم جائي

خوب نگاه كن مي فهمي

خوب نگاه كن

دستامو بگير

تا گرماي دستانت را هميشه در وجودم داشته باشم

كاش جرات گفتن داشتم

ولي نمي توانم

بغض نمي گذارد

ولي اين را بدان روزي پشيمون  خواهي شد

ارام مي گويم

بيشتر از خودم دوستت دارم.

كاش مي فهميدي

((تقدیم به تو))

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:52  توسط تارا | 

همه روزاي خوب را خيلي آسون پس گرفتي

من پيش چشات شكستم اما تو هيچي نگفتي

تو كه تقصيري نداري

سادگي از دل من بود

فكر دوست داشتنت انگار

يك خيال قدغن بود

نه به فكر انتقامم

نه به فكر راه چاره

سهم من از تو و عشقت

يك نگاه بي قراره

گلايه اي ندارم

همه چيزو خوب مي دونم

اگه حتي بگي برگرد

من كنارت نمي مونم.

                            تو كه تقصيري نداري

                                                   سادگي از دل من بود

 

((تقئيم به مردي كه صادقانه دوستش دارم با وجود اینکه خیلی دلمو شکسته ))

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:15  توسط تارا | 
                   www.hamtaraneh.com

    یادته هميشه بهت مي گفتم

بدون تو مي ميرم ....

يادته اشكامو كه واست ريختم و تو

چه ساده چه ساده دلمو شكستي

از اين به بعد من نيستم

من كمرنگ مي شم تو زندگيت

ولي يادت باشه

يك روزي برمي گردي

كه من همون دختر عاشق نيستم

منم مي شم عين خودت

يك ادم بي روح و بي احساس

انتخاب كن

من سكوت رو انتخاب كردم

و با سكوت خودم نشون خواهم داد به تو

كه شكستي منو

چرا نمي فهمي

خيلي دوستت دارم ديوونه

با وجود اینهمه دوست داشتنم

دنبالت نمیام

از این به بعد همه چی با توء 

 

 

((تقديم به تو))

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 10:3  توسط تارا |