![]() |
![]() |
|
| عاشقانه های من |
امسال هم گذشت امسال هم با خوبي ها و بديهاش گذشت...ولي براي من سال شادي نبود...سال ۸۶ بابا بزرگم پرواز كرد به آسمونا....بابابزرگ عزيزم اميدوارم پيش خدا شاد باشي و سال نو مباركت باشه. اميدوارم امسال همه شاد باشند .... و سالي پر از سلامتي و شادي و محبت براي همه آرزو دارم... عشقم گرچه سال ۸۶ از هم دور بوديم ...ولي مي داني كه خيلي دوستت دارم.هميشه در قلب مني. سال نو را پيشاپيش به تمام دوستانم كه تنهام نذاشتن و به وبلاگم سر زدن نيز تبريك مي گم...اميدوارم سال ۸۷ نيز تنهام مگذاريد. خدايا سال ۸۷ كمكم كن...كمك كن از غم ها دور شوم....كمك كن گناهانم را ببخش...و دستانم را بگير و تنهايم مگذار... سال ۸۷ پيشاپيش مبارك ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 11:31 توسط تارا |
|
|
روزگار غريبی است ..
سه نقطه هاي تو گاهي هزار واژه ومن (تقدیم به مردی که دیوانه وار می پرستمش) پی نوشت: میون اینهمه رویا....فقط توئی کمیاب عشق من... می پرستمت ...عاشقانه...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:7 توسط تارا |
|
|
مسافر عزيزم حرفامو مي فهمي مي دونم....مي فهمي عشقم را تو پاكي و معصومي.... مسافرعزيزم بهش بگوو که من خیلی تنهام .... برو پيش اون ...از خدا براش بگووو صفحه زندگيشو سفيد كن....سياهي ها رو پاك كن عشقمونو يادش بنداز... عشق آسمونيمون را /// دلم براش تنگ شده بگووو برگرده.... پي نوشت: من كه نگفتم اونقدر پاكم كه كاملاً آسموني باشم...ولي تا اونجائي كه تونستم سعي كردم گناه نكنم... سعي كردم دروغ نباشه...من عاشق واقعي هستم...بعد از خدا ... يه عشق زميني دارم...چرا پس از آسموني بودن من شكايت مي كني....تو كه منو نمي شناسي...پس اول بشناس بعدن نوشته هامو دوباره بخون...ببين داخلشون عشق پاك رو مي بيني....عشقي كه الان كمتر پيدا مي شه... تو عشق من صداقت هست...حتي اگه معشوقم از من خيلي دور باشه...چون توي قلبم جا گرفته....بعد از عشق خدا........ (به كسي كه مي دونه كيه واز آسموني بودن من شكايت كرده بود) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 14:3 توسط تارا |
|
دنیاعوض شده است
قانون عشق ورزی دلها عوض شده است
یوسف عوض شده زلیخا عوض شده است
سر همچنان به سجده فروبرده ام ولی
درعشق سالهاست که فتوا عوض شده است
از من کشیده دست طبیبم گمان کنم
فهمیده دردراکه مداوا عوض شده است
خوکن به قایقت که به ساحل نمیرسی
خوکن که جای ساحل ودریاعوض شده است
آن بی وفاکبوترجلدی که پرکشید
اکنون به خانه آمده اماعوض شده است
حق داشتی مرانشناسی به هرطریق
من همچنان همانم ولی دنیا عوض شده است
پي نوشت: من عكس بالائي رو از سايت ترانه ها برداشتم عكساي زيادي گذاشته بود با متن كدام راه را انتخاب مي كني؟ من اين راه را انتخاب مي كنم چون از ادمهاي زميني خسته شدم. حق بده بهم مسافر تنهاي من ، من خسته تر از هميشه ام. منو از اينجا ببر....ببر پيش خودت....اينجا تنهام.....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 10:30 توسط تارا |
|
چه دوري ، (تقدیم به مرد یخی من ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 9:26 توسط تارا |
|
![]() امروز يه روز جديده يه روز ديگه .... من تورا دارم توي خيالم...تو وجودم هيچ كس نمي تونه تورو از من بگيره... هيچ كس....... ديشب با خدا صحبت مي كردم... ولي او هنوز سكوت كرده.... نكنه او نيز با من قهره....؟ بهش مي گم خدايا، تو تنهام نزار ميوون اينهمه تنهائي تورا دارم ولي سكوت...سكوت و سكوت شايد داره با سكوتش خيلي حرفا بهم مي زنه شايد داره مجازاتم مي كنه شايد ناخواسته گناهي كردم منو نمي بخشه مغزم پر شده از فكر كردن.... مي دونم حرفامو يه روزي يكي مي فهمه مي دونم وقتي كسي مطالبمو مي خونه مي گه چقدر تنها ست اين دختره ولي اشتباه نكن....تو هستي...توئي كه تموم وجود مني تا بحال عاشق ديوونه نديده بودي.....؟ اره من ديوونه ام....مي خوام اينو همه بدونن مي خوام برم كنار پنجره ... گذشتن عاشقارو ببينم...و با حسرت نگاهشون كنم .....خدايا هيچ وقت عاشقا رو از هم جدا نكن.... زمزمه مي كنم ...حتي گذر زمان رو نمي فهمم هوا امروزم ابريه...امروز هوا مي خواد همدمه من باشه خدايا؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 8:50 توسط تارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من تارا دختر آسمانی
برای دل خودم می نویسم و برای عشقی که همیشه تو وجودمه ( لطفاَ فقط کسانی بیان تو وبلاگم که دلشون پاک باشه و آسمونی باشن از آدمهای دو رو و چاپلوس متنفرم.) |
|
RSS
|